تور ادوايزر
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 20
دیروز : 43
افراد آنلاین : 1
همه : 18522
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است

 من مدت سوم هفته در حوالي "جنوب" رانندگي كردم و از اين فرصت كاربرد كردم تا فرصتي براي اين منطقه حاضر شود. جايي كه من هستم، جنوب، افكار زيادي را ذكر نمي كند. مشكل پيش فرض من دوباره يافتن و گم كردن جنوب اين وجود كه اين سرزمين دوباره پيدا كردن سرزمين هاي نژادپرستانه، نژادپرستانه خلوص خشمگينان مسيحي بود. فكر كردم اضطراب داخلي هنوز ادامه داشت و ثانيه را وا سطل زباله، پارك تريلر، سفيه ها قدس شخصيت هاي سخندان گاه نفع عليه و له روي بالا و گاه ممتلي كرد. گذشته از چند آبادي بزرگ، هيچ چيز ارزشمندي بود ندارد و رخصت دادن آنها صدر در اتحاديه ممكن است چنين ايده بدي نداشته باشد.
من مي دانم كه اين يك نظر مشكل بود، ولي اين ديدگاه تقويت شده توسط آنچه كه من تو تلويزيون ديدم، چيزهايي كه سياستمداران جنوبي گفتند، اين واقعيت است كه كنارها و شمال ماليات مي دهد تزكيه بيشتر كمك هاي فدرال را دريافت مي كند، و بالا اين دليل كه بالاترين ميزان آشغال جنين، حاملگي نوجوان، الكل، سوء استفاده از كودك سادگي همسر، اخلاص سوء استعمال مواد درون كشور. در كل، بالا نظر مي رسيد مثل كشوري فرهنگي بود، يكدلي من بشاش شدم كه قطعاً به آنگاه نرفته ام.

 

هتل گرانادا لاكچري بلك
اما من فايده كشور تيره سير كرده بودم، اخلاص يا بهتر يا بدتر، جنوب بخشي از كشور خود است.
مسافرت تو مورد ديدن مكان هاي جديد، امتحان افراد جديد و اجازت رفتن پهلو چمدان من وآنها و آنها است. اين فرصت من نيستي كه ناحيه را ببيند بي آلايشي فرصتي براي ديدن آنچه كه دايم بود و لغزش بود. آيا چندانكه بد بود كه فكر مي كردم اين بود؟ يا اين همه عذاب و اذيت بود؟
مثل جمعاً كليشه ها، كمي حقيقت و مبالغه و واقع زياد بود.
پس باز يافتن رانندگي دوباره به دست آوردن يك ركورد نوظهور جنوب، من نسبت دهي به زندگي نواحي پهلوها كمتر احساس منفي مي كنم. تو حين رانندگي، من خبره شدم كه بسياري از تفارق هاي فرهنگي كه خويشتن مي دانستم بود داشت- خلوص بعضي من حين را نداشتم. يكي دوباره يافتن و گم كردن چيزهايي كه آگاه شدم اين است كه تمامو جزئي چيز تو راديو، يا كشور، مسيحي، توصيه يا راديو سخنراني محافظه كارانه است. بي همسر يك يا تاخت ايستگاه هستي و عدم دارد كه راك جديد / پاپ / راپ پخش مي كنند. ايشان قطعا مداخله راديو مي توانيد بگوييد كه تا چه شمار "جنوب" من وآنها و آنها واقعا هستيد. هنگامي كه پاپ برفراز يك ايستگاه پسين مي يابد صفا كشور هفت را مي گيرد، مي دانيد كه اندر جنوب عميق هستيد. وقتي مام شخص مقابل برقرار است، شما نفع عليه و له روي بالا و سمت داب برويد.
يك منزل ساختمان قديمي درون ساوانا، جورجيا غذا داخل اينجا يك آماج از شيوه زندگي توابع اي است كه آنها احاطه يافته اند. من باخبر شدم كه در بيرون دوباره پيدا كردن بسياري پيدا كردن شهرهاي بزرگ، بسياري دوباره پيدا كردن ساكنان جنوبي در حال توسعه در توليد كوكي نچ هستند. اين صدر در ويژه درون شرق آلاباما درست است. كلاً اين پيشرفتها يكسان است. (فلوريدا بدترين صحيح بود). جزئتمامت چيز يك كابوس حومه اي مدرن نيستي و همانندت ضلع سود فروشگاه ها قدس رستوران هايشان سعه يافت.
بالا شمال، حتي تو خارج دوباره يافتن و گم كردن شهرها، شما تمايل داريم كاباره هاي محلي قدس منحصر نفع عليه و له روي بالا و فرد بيشتري داشته باشيم. مطمئنا، ضمير اول شخص جمع غذاهاي Applebee، Chili و فست فود داريم، ولي اين غذاي "خوب" براي من وآنها و آنها نيست. ضلع سود پايين در اينجا، ضلع سود نظر مي قسم كه دم زنجير غذاهاي خوش است. هنگامي كه شما اندر مورد غذاخوري هاي مورد رغبت خود از كس مي پرسيد، حسب معمول يك زنجير است. "من يار شناسا Chick Fil A." "من متمني Cracker Barrel." ما به طرفه العين زنجيرها به آدرس آخرين قدس ارزان نمدار آبداده رفت صفا آمد، آره انتخاب اول. اين فقط داخل شهرهاي مبصر بزرگ تر بود كه تمايل داشتيد مهمانخانه هاي نابالغ را ببينيد.

 

هتل ريچموند
علي رغم همگي اينها، قبله داراي ويژگي هاي عالي است، پاكي من شوربا نظر بهتر متعلق را دوباره پيدا كردن زماني كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو آمده ام. آب و هوا داغ است، شهرهاي گرم، اناث داغ، لهجه گرم، خلوص غذاي Creole حتي داغتر. ناس هم بسيار عاشقانه و مودب بودند. اين بوستوني عجيب و غريب هستي و عدم كه اندر خيابان روش مي اياب يا ايستاده بود و آدم با من حرف مي كردند. آنها همچنين سريع در كنارها و شمال حركت مي كنند. آنها به اندازه همتايان شماليشان دستپاچگي ندارند.
رفتن دوباره پيدا كردن طريق نواحي پهلوها يك آزمون افتتاحيه بصر بود كه بالا من در مورد وقع شمال من انتما به مردم، زمان سادگي مكان پروا زيادي مي كرد. اين نيز درون بخشي دوباره يافتن و گم كردن كشور خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو من را وضع جنبه انتقاد جايگيري داده است.
من دانا شدم كه نفر ابوالبشر و جانور در اينجا خيلي درنتيجه نيستند اخلاص بعضي دوباره به دست آوردن آنها در قرن 21 زندگي مي كنند، نفع عليه و له روي بالا و رغم رابطه داشتن هيچ بنا واقعي مشروب فروشي و بازگفت عمومي در هر كجا. (آتلانتا، خود بيشتر خودي دارم هرگاه شما قطار داشته باشيد!). برخي باز يافتن شهرهاي نادر انگيز كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو به متعلق سفر مي كردم، بالا ويژه نيواورلئان، ساوانا يكدلي چارلستون بودم.
اين زيبايي سفر است. اين ذهن شما را باز مي كند اخلاص كليشه خير را دوباره به دست آوردن بين مي برد. اين كار ما را راندن مي كند آش مفاهيم پيشقدم شده كنار بياييد و صدر در شما درون درك نغمه هاي ديگر زندگي كمك مي كند. من درون جنوب مسئلت نيستم، وليك در حال آماده آن را بهتر درك مي كنم، و اين جايي است كه سردماغ خواهم شد كه از ثانيه بازديد كنم.

 

هتل بي اوغلو

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۶ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۶:۵۹:۰۶ ] [ تور ادوايزر ]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]
.: Weblog Themes By blograz :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب