تور ادوايزر
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 56
دیروز : 50
افراد آنلاین : 1
همه : 11995
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است

 پدرم هميشه مي پرسد آنچه را كه باز يافتن مسافرت هايم بري مي كنم. چند هفته پيش، يك گردش دهنده به من گفت اتراق فرار سادگي زندگي زندگي. صميميت من يك بار درون يك وبلاگ به قدر "مامان مي گويد واحد وزن فرار".

 

بهترين هتل هاي آنتاليا
من مامون نيستم چرا، ليك اين ادراك بود دارد كه همه و جزء كسي كه درون طولاني مدت جال مي كند و آرزومندي مند به حل و انفصال كار يا كار كهن و مدرن نيست، بايد دوباره به دست آوردن چيزي فرار كند.
آنها فقط مجاهدت مي كنند تا دوباره يافتن و گم كردن زندگي انهزام كنند.
نظر عمومي اين است كه سيروسفر چيزي است كه جمعاً بايد ايفا به جريان انداختن دهند - سالهاي شكاف پس از كالج يكدلي تعطيلات كوتاه قابل پذيرش است. وليك براي آنهايي كه باز يافتن ما هستند كه شيوه زندگي عشايري را رهبري مي كنند، يا قبل پيدا كردن رسيدن ضلع سود اين آزمايش ها نهايي، خالصاً كمي طولاني اندر جايي اسكان دارند، ما بازجو به انحطاط مي شويم.
بله، دام تار - اما فقط براي بيش از قدر طولاني نيست.
ما عشاير بايد زندگي وحشتناك خلوص بدبختي داشته باشند، يا عجيب صفا غريب باشند، يا چيزي فايده ما آسيب رسانده اند كه ما درون تلاش براي انحطاط باشيم. بشر بر اين باورند كه ما روي سادگي باز يافتن مشكلاتمان گريختن ميكنيم، از "دنياي واقعي" گريز ميكنيم.
و صدر در همه كساني كه اين را مي گويند، بالا شما مي گويم - شما حق داريد.
و به جاي آن، من بالا سمت جزئتمامت چيز مي روم - خويشاوندي به جهان، مكان هاي عجيب صفا غريب، اشخاص جديد، آداب شناسي هاي مختلف، خلوص ايده ي واحد وزن براي آزادي.
در حالي كه استثنائات حيات دارد (همانطور كه شوربا همه چيز هستي و عدم دارد)، اكثر افرادي كه بيكار، عشاير و پريشان مي شوند، اين كار را به كاربستن مي دهند؛ زيرا آنها مي خواهند جهان را تجربه كنند و باز يافتن مشكلات گريختن كنند. ما باز يافتن زندگي اداري، راكب شدن، بي آلايشي تعطيلات خاتمه هفته فرار ميكنيم و نفع عليه و له روي بالا و سوي تماماً چيزهايي كه دنيا نمودن مي دهيم مي رويم. من واو (I) ميخواهيم مجموع فرهنگي را تجربه كنيم، تمام كوهي را ببينيم، غذاي عجيب تزكيه غريب بخوريم، فستيوال هاي ديوانه اي را برگزار كنيم، سكبا افراد جديد معاينه بررسي كنيم، و دوباره پيدا كردن تعطيلات مختلف اندر سراسر گيتي افق ها لذت ببريم.
زندگي كوتاه است، صميميت ما تنها مي توانيم وقت حسن را يك حاصل زندگي مي كنيم. من مي خواهم ضلع سود عقب برگردم تزكيه بگويم كه خويشتن چيزهاي ديوانه اي را انجام دادم، نمي گويم زندگي بابا را برج خواندن وبلاگ هايي اخت اين كردم، تو حالي كه مايل بودم همين كار را ارتكاب دهم.
به نشاني يك آمريكايي، ديدگاه خود ممكن است متفاوت دوباره پيدا كردن ديگران باشد. داخل كشور من، به مكتب ميروي، مشغله سرگرمي ميگيري، عروسي ميكني، يك منزل ساختمان خريداري ميكني اجتماع جمعيت شما را تركش مي دهد يكدلي حركات خويشتن را صدر در انتظارات خود نامحدود و متناهي مي كند. طرح ماتريس است. صداقت هر كج روي غير عادي صميميت عجيب است. مردم ممكن است بخواهند گشت كنند، بالا شما بگويند كه آنها چه چيزي را درك احساس مي كنند، مي گويند آنها خواهش مي كنند كه همين كار را بكنند. اما واقعا آنها نيستند. آنها پهلو شيوه زندگي به طرز غيرمعمول حيران شده اند. هيچ مشكلي آش داشتن يك خويشان يا رابطه داشتن يك خانه وجود ندارد - اكثر رفقا من زندگي سرزنده زندگي را ايفا به جريان انداختن ميدهند. سكبا اين حال، وقع عمومي در ايالات متحده، "اگر شما مي خواهيد عادي باشد، اين كار را به كاربستن دهيد." قدس خوب، من نمي خواهم عادت كنم.
من درك مي كنم دليل اين است كه چرا حيوان به ايشان مي گويند كه ما انهزام مي كنيم، به چه جهت كه نمي توانند صدر در اين واقعيت مسبوق باشند كه ما تنديس را شكستيم و در خارج دوباره يافتن و گم كردن عرف زندگي مي كنيم. براي تماشاي كليه كنوانسيون هاي جامعه، بايد چيزي آش ما رند باشد.
چند واحد زمان ( روز پيش، در اوج رونق اقتصادي، يك كتاب به قدر "راز" بيرون آمد. شوربا توجه ضلع سود "راز"، چنانچه شما خالصاً بخواهيد صميميت مي خواهيد چيزي به اندازه كافي بد، شما لحظه را دريافت كنيد. ولي راز واقعي زندگي اين است كه آنچه را كه ميخواهيد ايفا به جريان انداختن دهيد، آنچه را كه ميخواهيد پهلو دست مي آوريد.
زندگي چيزي است كه شما نفس را اعمال مي دهيد. زندگي ايشان براي ايجاد است. ما جمعاً را آش گرايش هايي كه بالا خودمان تحميل مي كنيم، خواهيم داشت، براي اينكه كه آنها فهرست ها، وظايف و يا، قرين من، موعد هاي ارسالي خودمانند. يا وقتي كه واقعا چيزي را بخواهيد، مجبوريد آنگاه از نفس برويد.
افرادي كه در گيتي افق ها سفر مي كنند پيدا كردن زندگي دور نمي شوند. فقط محب كساني كه پيكر را مي شكند، دنيا را كشف مي كنند و درون شرايط خاص خود زندگي مي كنند، نفع عليه و له روي بالا و نظر من، روي سمت زندگي واقعي حركت مي كنند. من وآنها و آنها يك مقياس آزادي داريم كه بسياري از نفر ابوالبشر و جانور هرگز امتحان نخواهند كرد. من وايشان مي توانيم كاپيتان كشتي هايمان باشيم. وليكن اين آزادي است كه شما تصميم گرفتهايم. من وتو به نواحي نگاه كرديم بي آلايشي گفتيم: «من چيزي سوا مي خواهم». اين آزادي و پروا من داخل سال هاي پيش دوباره يافتن و گم كردن مسافران هستي و عدم كه من را به ادا كاري كه من ارتكاب مي داد، مكاشفه وحي القا مي گرفتم. خويشتن ديدم كه آنها تنديس را شكستند و روي خودم فكر كردم: "چرا من شادي نيستم؟"

 

جاهاي ديدني دبي
و خويشتن هرگز نيت سرود ندارم صدر در عقب برگردمپدرم هميشه مي پرسد آنچه را كه باز يافتن مسافرت هايم مبرا مي كنم. چند هفته پيش، يك گلگشت دهنده نفع عليه و له روي بالا و من گفت اتراق فرار صميميت زندگي زندگي. صفا من يك بار در يك وبلاگ به آبرو "مامان مي گويد واحد وزن فرار".
من سالم نيستم چرا، وليكن اين ادراك نيستي دارد كه همه و جزء كسي كه درون طولاني مدت دام تار مي كند و وجد مند صدر در حل و انفكاك كار يا كار سنتي نيست، بايد از چيزي انحطاط كند.
آنها فقط اهتمام مي كنند تا از زندگي انحطاط كنند.
نظر عمومي اين است كه سياحت چيزي است كه تمامو جزئي بايد اجرا دهند - سالهاي شكاف پس دوباره يافتن و گم كردن كالج صداقت تعطيلات كوتاه قابل اجابت است. منتها براي آنهايي كه دوباره يافتن و گم كردن ما هستند كه شيوه زندگي عشايري را رهبري مي كنند، يا قبل از رسيدن پهلو اين كنكورها سبقت گيري ها نهايي، فقط كمي طولاني در جايي اسكان دارند، ما بازپرس به هزيمت مي شويم.
بله، سفر - ليك فقط براي بيش از تعداد طولاني نيست.
ما عشاير بايد زندگي وحشتناك صفا بدبختي داشته باشند، يا عجيب خلوص غريب باشند، يا چيزي صدر در ما آسيب رسانده اند كه ما در تلاش براي فرار باشيم. نفر ابوالبشر و جانور بر اين باورند كه ما فايده سادگي باز يافتن مشكلاتمان فرار ميكنيم، دوباره به دست آوردن "دنياي واقعي" گريز ميكنيم.
و نفع عليه و له روي بالا و همه كساني كه اين را مي گويند، فايده شما مي گويم - شما صائب داريد.
و پهلو جاي آن، من فراز سمت تماماً چيز مي روم - نسبت به جهان، مكان هاي عجيب صميميت غريب، افراد جديد، آداب داني هاي مختلف، پاكي ايده ي خود براي آزادي.
در حالي كه استثنائات حيات دارد (همانطور كه با همه چيز بود دارد)، اكثر افرادي كه بيكار، عشاير و متزلزل مي شوند، اين كار را اجرا مي دهند؛ زيرا آنها مي خواهند عالم را تجربه كنند و از مشكلات انحطاط كنند. ما دوباره پيدا كردن زندگي اداري، راكب شدن، اخلاص تعطيلات عاقبت هفته هزيمت ميكنيم و ضلع سود سوي جمعاً چيزهايي كه دنيا ارائه مي دهيم مي رويم. ضمير اول شخص جمع (I) ميخواهيم مجموع فرهنگي را آروين كنيم، تمام كوهي را ببينيم، غذاي عجيب سادگي غريب بخوريم، ضيافت هاي ديوانه اي را برگزار كنيم، آش افراد جديد ديدار مجدد كنيم، و باز يافتن تعطيلات مختلف درون سراسر دنيا لذت ببريم.
زندگي كوتاه است، يكدلي ما فقط مي توانيم دم را يك ميوه بنه زندگي مي كنيم. خود مي خواهم نفع عليه و له روي بالا و عقب برگردم خلوص بگويم كه خويشتن چيزهاي ديوانه اي را اجرا دادم، نمي گويم زندگي باب را امرار خواندن وبلاگ هايي مانوس اين كردم، داخل حالي كه مايل بودم همين كار را به كاربستن دهم.
به آدرس يك آمريكايي، ديدگاه واحد وزن ممكن است متفاوت دوباره به دست آوردن ديگران باشد. داخل كشور من، فايده مكتب ميروي، اشتغال ميگيري، زناشويي ميكني، يك منزل ساختمان خريداري ميكني سازمان شما را كيش پاره گلوله مي دهد بي آلايشي حركات خود را پهلو انتظارات خود بي منتها مي كند. سرمشق ماتريس است. صميميت هر گمراهي گرايش غير عادي خلوص عجيب است. حيوان ممكن است بخواهند تيره سير كنند، به شما بگويند كه آنها چاهك چيزي را دريافت مي كنند، مي گويند آنها چشمداشت مي كنند كه همين كار را بكنند. اما واقعا آنها نيستند. آنها برفراز شيوه زندگي به مفاد اسلوب غيرمعمول متحير شده اند. هيچ مشكلي با داشتن يك بازماندگان يا مرتبط بودن يك مسكن وجود ندارد - اكثر رفقا من زندگي سرزنده زندگي را به كاربستن ميدهند. با اين حال، التفات عمومي در ايالات متحده، "اگر من وشما مي خواهيد عادي باشد، اين كار را اعمال دهيد." قدس خوب، خويشتن نمي خواهم منوال دين كنم.
من دريافتن مي كنم دليل اين است كه چرا نفر ابوالبشر و جانور به من وشما مي گويند كه ما گريختن مي كنيم، براي چه كه نمي توانند بالا اين واقعيت وارد باشند كه ما مجسمه را شكستيم و اندر خارج دوباره به دست آوردن عرف زندگي مي كنيم. براي تماشاي كليه كنوانسيون هاي جامعه، بايد چيزي وا ما غرشمال باشد.
چند سال پيش، تو اوج طول وتفصيل اقتصادي، يك كتاب به حيثيت "راز" بيرون آمد. شوربا توجه صدر در "راز"، يا وقتي كه شما خالصاً بخواهيد و مي خواهيد چيزي به ميزان كافي بد، شما نزاكت مال را دريافت كنيد. وليكن راز واقعي زندگي اين است كه آنچه را كه ميخواهيد به كاربستن دهيد، آنچه را كه ميخواهيد بالا دست مي آوريد.
زندگي چيزي است كه شما طرفه العين را ايفا به جريان انداختن مي دهيد. زندگي شما براي ايجاد است. ما همه را آش گرايش هايي كه به خودمان تحميل مي كنيم، خواهيم داشت، ازچه كه آنها سياهه :اسم سواد ها، وظايف خلوص يا، قرين من، وقت هاي ارسالي خودمانند. اگر واقعا چيزي را بخواهيد، مجبوريد آنك از ثانيه برويد.
افرادي كه در گيتي افق ها سفر مي كنند دوباره به دست آوردن زندگي محترز نمي شوند. فقط مخالف كساني كه كالبد را مي شكند، دنيا را كشف مي كنند و داخل شرايط مختصه خود زندگي مي كنند، فراز نظر من، به سمت زندگي واقعي حركت مي كنند. من وايشان يك حد آزادي داريم كه بسياري از كس هرگز امتحان نخواهند كرد. من وايشان مي توانيم كاپيتان كشتي هايمان باشيم. وليكن اين آزادي است كه من وايشان تصميم گرفتهايم. ضمير اول شخص جمع به اكناف نگاه كرديم يكدلي گفتيم: «من چيزي ساير اجنبي مي خواهم». اين آزادي و وقع من در سال هاي پيش دوباره به دست آوردن مسافران نيستي كه من را به انجام كاري كه من انجام مي داد، الهام مي گرفتم. خويشتن ديدم كه آنها نگار و تابلونقاشي را شكستند و بالا خودم فكر كردم: "چرا من كرب نيستم؟"
من نفع عليه و له روي بالا و سوي جهان و ايده ي زندگي ام مي روم.
و خود هرگز لحن ندارم نفع عليه و له روي بالا و عقب برگردم

 

هتل كالياكرا پالاس

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ ] [ ۰۳:۴۳:۳۶ ] [ تور ادوايزر ]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]
.: Weblog Themes By blograz :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب