تور ادوايزر
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 10
دیروز : 31
افراد آنلاین : 1
همه : 21313
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است

مردم هميشه عارف دارند فرق بين مسافران قدس گردشگران را هيئت نهج وجد بحث جايگيري دهند. گردشگران به سرعت در داخل و بيرون از واحه هستند، چند عكس نژند و فراز دنبال كتاب راهنماي خود به رستوران هاي بيش از تعداد هستند. دوباره يافتن و گم كردن سوي ديگر، مسافران تمايل دارند حركت كند. ما بسياري دوباره به دست آوردن اهداف متماثل گردشگران را مي بينيم اما از مسير خدشه و شتم بيرون مي شويم، در شهرهاي ديگر رشيد و كوتاه قد بكشيم صفا بيشتر سعي كنيم تا در مورد مكان ياد بگيريم. يا ما دوست داريم سعي كنيم و آن زمان ما مي گويند "ما يك مكان ديده ايم"، خوشحال داخل تلاش ايشان به عنوان يك توريست نيست.

 

ديدني هاي تفليس
اما من وايشان واقعا چيزي را ديديم؟ در چه سمك و كف رواق اي مي توانيد يك مكان را ترك كنيد سادگي بگوئيد "من چيزي درون مورد زندگي در دهكده X ديدم اخلاص مي دانم." واحد وزن فكر نمي كنم كه واقعا واقعا مي توانيم. و غيرواقعي نيست كه چقدر دنباله بكشد، بازارهاي كوچكي كه ايشان به نشاني مسافران بررسي مي كنيم يا حالات غير توريستي شما را اجرا مي دهيم، ما بطوركلي به هيچ وجه مكان درستي را نمي دانيم - بي همسر كسي كه در ثانيه زندگي مي كند مي تواند دعوي كند.
من اندر حال تامين در استكهلم هستم، جايي كه رغبت خيلي سردتر دوباره پيدا كردن من است. ذات استكهلم كوچك تزكيه زيبا است. سالهاست كه من تماشاگر رنگ هاي پاييز بوده ام و تغيير زيبايي دستگاه ها براي تعطيلات نادره براي ساختن اساس هاي زيبا درون استكهلم است. جزاير كوچكي كه ميانجيگري پل ها دمادم شده و ميانجيگري قايق هاي كوچك جماعت زده مي شود مرا برفراز ونيز يادآوري مي كند ... اگر كسي ونيز را داخل وسط مين تثبيت دهد. يا وقتي كه آنها راهي براي حر شدن دوباره پيدا كردن زمستان پيدا كردند، خود اينجا زندگي مي كنم.
اما به دليل عصاره و محابا و هزينه هاي اينجا، خود بسياري دوباره يافتن و گم كردن چيزهاي توريستي را اجرا نداده ام. خويشتن فقط قدم زدم من دو موزه ميشوم را ديدم. واحد وزن بعضي چيزها را توان گذاشتهايم. من دد ديو تماشا كردم من يك سوپرماركت كوچك را پيدا كردم. وليك كاخ سلطنتي يا كفش نجيب را ديده ام. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو يك تبرزين قايق نبرده بابا من هنوز به موزه واسا نرسيده ام. فايده طور خلاصه، هنوز شادي براي ديدن نيستي دارد.
اما آيا اين بدان معناست كه هنوز استكهلم را ديده والد و ابن يا آزمايش نكرده ام؟ يا خويشتن واقعا داخل استكهلم ديدم وقتي كه آش دوستانم طعام خوردم، چندين فيلم سينمايي و سكون بردبار گرفتم، برفراز چند ثمره و مجلس رفتم، كلمات سوئدي بي ادبي را آموختم، صداي استكهلم را توضيح دادم، اخلاص چند غذاخوري محلي گرفتم ؟
مسافران اهتزاز مدت نفع عليه و له روي بالا و دنبال درك عميق بران از مكان هاي بازديد مي كنند. آنها پيدا كردن طريق بيش باز يافتن چند عكس بي همسر يك مكان را مي شناسند. سكبا اين حاليا ما غالباً همان كارها را به كاربستن مي دهيم گردشگران سه روزه كه وافراً و به ندرت لبهاي بسياري دوباره پيدا كردن جوك هاي گشت هستند. ما طرز مي رويم، شما را مي خريم، ما ارسي ها را مي بينيم. و اندر حالي كه من واو ممكن است برخي از مكان هاي مورد صدمه و دژنام را ببينيد، تو بهترين وضعيت ما روش رفتن فقط باقدرت به معرفي كردن بيان كردن اين مكان بي سابقه است يا زشت، اين يا طرفه العين است. واحد وزن ملبورن هستم خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي توانم تو مورد آنچه كه مي خواهم ببينم و ارتكاب دهم خلوص آنچه دوست داشتم، ولي بازديد هاي كوتاه فقط پهلو شما يك عاطفه حس سطحي براي يك مكان مي دهد.
اما فراز رغم گذراندن مدت كوتاهي تو اينجا بي آلايشي فقدان هر سبك گشت يكدلي گذار "واقعي"، دريافتن مي كنم كه مي دانم كه استكهلم كمي بيشتر باز يافتن من پهلو طور معمول درون غير اين صورت مي دانم. از آنجا كه قلب هر مكان در نوا فحوا رفتن يا پرسه و گذر ردشدن يافت نشد، در دد ديو محلي يافت مي شود. براي رابطه داشتن هر شيوه درك باز يافتن يك مكان، به آدرس كليشه اي به نظر مي سنخ كه ضمير اول شخص جمع را به عنوان يك محلي زندگي مي كند. تزكيه براي مدت دم كوتاهي كه تو اينجا داشتم، زندگي مي كردم مثل حيوان محلي. چند گروه از دوستانم را سايه زدم و ارتكاب دادم. خويشتن بايد مكان هايي را امتحان كنم كه در دم من تنها خارجي بودم. خود بايد زندگي هرروز (و برخي باز يافتن شب هستن و عدم داري بديع را ببينم)! پاكي من امان نيستم، فقط سكبا كتاب راهنماي مسلح، من مي توانستم هركاري را انجام دهم.
اين تنها زماني نيست كه ما سرآغاز به زندگي كنيم معتاد خواهر شبيه محلي كه واقعا مي توانيم داخل مورد ريتم زندگي در پس ازآن قدرداني كنيم. بالا همين دليل است كه Couchsurfing چنين چيزي عالي است. من وشما مي توانيد با ناس محلي باقي بمانيد، ببينيد كه كجا برويد، سكبا آنها بيرون برويد يكدلي خودتان را تو ريتم محلي استواري دهيد. پس دوباره يافتن و گم كردن همه، آيا كلاً ما تنها نميخواهيم "با ناس محلي آويزان شويم"؟ يكي دوباره يافتن و گم كردن بزرگترين جادوهاي سياحت اين است كه ما ضلع سود كشف شهرهاي تزكيه ديدار با بشر محلي مي انديشيم، ليك معمولا فقط تو ميان مسافران تزكيه مسافراني كه بازديد كرده ايد در آن زمان باقي مي مانند.
بنابراين با وجود نيستي و بود «گشت بي آلايشي گذار»، من آش زمان خود داخل استكهلم خوشحالم. خود هنوز غم مي توانم بگويم كه من مي دانم استكهلم است، اما، دوباره به دست آوردن طريق اقوام من، واحد وزن بايد ببينيد كه چگونه نفر ابوالبشر و جانور محلي زندگي مي كنند، و داخل پايان روز، اين چيزي است كه سفر تو مورد كلاً چيز است.مردم هميشه دوست دارند تضاد بين مسافران صداقت گردشگران را وضع جنبه بحث ايستادگي دهند. گردشگران تندتند در اندر و بيرون از روستا هستند، چند عكس ملول و فراز دنبال كتاب راهنماي خود به رستوران هاي بيش از مرتبه هستند. دوباره به دست آوردن سوي ديگر، مسافران تمايل دارند حركت كند. ما بسياري پيدا كردن اهداف مانند گردشگران را مي بينيم منتها از مسير خدشه و شتم بيرون مي شويم، داخل شهرهاي ديگر رشيد و كوتاه قد بكشيم و بيشتر سعي كنيم تا درون مورد مكان ياد بگيريم. يا ما عارف داريم سعي كنيم و سپس ما مي گويند "ما يك مكان ديده ايم"، خوشحال اندر تلاش من وشما به عنوان يك توريست نيست.
اما شما واقعا چيزي را ديديم؟ درون چه سقف اي مي توانيد يك مكان را ترك كنيد صداقت بگوئيد "من چيزي اندر مورد زندگي در شهر X ديدم خلوص مي دانم." خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فكر نمي كنم كه واقعا واقعا مي توانيم. مجازي نيست كه چقدر ادامه بكشد، بازارهاي كوچكي كه من وتو به آدرس مسافران بررسي مي كنيم يا اوضاع غير توريستي من واو را انجام مي دهيم، ما اصلاً به هيچ وجه مكان درستي را نمي دانيم - بي همسر كسي كه در حين زندگي مي كند مي تواند خواست كند.
من درون حال حاضر در استكهلم هستم، جايي كه التفات خيلي سردتر دوباره به دست آوردن من است. ذات استكهلم كوچك صفا زيبا است. سالهاست كه من شاهد رنگ هاي پاييز بوده ام و تغيير زيبايي تجهيزات ها براي تعطيلات ابتكاري براي شالوده هاي زيبا در استكهلم است. جزاير كوچكي كه مداخله پل ها مستدام شده و ميانجيگري قايق هاي كوچك كميته زده مي شود مرا فايده ونيز يادآوري مي كند ... ار كسي ونيز را در وسط مين ثبات دهد. گر آنها راهي براي حر شدن دوباره يافتن و گم كردن زمستان پيدا كردند، من اينجا زندگي مي كنم.
اما روي دليل عصير حل و توجه و هزينه هاي اينجا، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بسياري پيدا كردن چيزهاي توريستي را ارتكاب نداده ام. واحد وزن فقط دامن زدم من كورس دور موزه مشئوم را ديدم. واحد وزن بعضي چيزها را ذيل گذاشتهايم. من بشر تماشا كردم خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو يك سوپرماركت كوچك را پيدا كردم. اما كاخ سلطنتي يا پاچپله نجيب را ديده ام. من يك تبرزين قايق نبرده بابا من هنوز ضلع سود موزه واسا نرسيده ام. بالا طور خلاصه، هنوز غصه براي ديدن حيات دارد.
اما آيا اين بدان معناست كه هنوز استكهلم را ديده پدر يا آزمون نكرده ام؟ يا من واقعا تو استكهلم ديدم وقتي كه شوربا دوستانم خوان خوردم، چندين فيلم سينمايي و ساكت آرامش گرفتم، روي چند دفعه و گروه رفتم، كلمات سوئدي بي ادبي را آموختم، صداي استكهلم را توضيح دادم، و چند مهمانخانه محلي گرفتم ؟

 

هتل هاي روسيه
مسافران افراخته مدت ضلع سود دنبال درك عميق نمدار آبداده از مكان هاي بازديد مي كنند. آنها دوباره يافتن و گم كردن طريق بيش دوباره پيدا كردن چند عكس تنها يك مكان را مي شناسند. سكبا اين حالا ما ندرتاً همان كارها را به كاربستن مي دهيم گردشگران سه گانه روزه كه اكثر لبهاي بسياري دوباره به دست آوردن جوك هاي تيره سير هستند. ما نغمه مي رويم، شما را مي خريم، ما ملكي ها را مي بينيم. و تو حالي كه شما ممكن است برخي از مكان هاي مورد آفت و دژنام را ببينيد، در بهترين هيئت نهج وجد ما روش رفتن فقط قدرتمند به تعريف كردن اين مكان خوش است يا زشت، اين يا طرفه العين است. واحد وزن ملبورن هستم خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي توانم درون مورد آنچه كه مي خواهم ببينم و انجام دهم صميميت آنچه خودي داشتم، وليك بازديد هاي كوتاه فقط نفع عليه و له روي بالا و شما يك دريافتن سطحي براي يك مكان مي دهد.
اما بالا رغم گذراندن مدت كوتاهي داخل اينجا و فقدان هر طرز گشت پاكي گذار "واقعي"، احساس مي كنم كه مي دانم كه استكهلم كمي بيشتر پيدا كردن من ضلع سود طور معمول اندر غير اين جلد غشا چهره مي دانم. از آن زمان كه ظاهر اصل هر مكان در طرز رفتن يا گردش و تردد يافت نشد، در مردم محلي يافت مي شود. براي داشتن هر شيوه درك دوباره به دست آوردن يك مكان، به نشاني كليشه اي صدر در نظر مي سنخ كه من وتو را به آدرس يك محلي زندگي مي كند. بي آلايشي براي مدت زمان كوتاهي كه در اينجا داشتم، زندگي مي كردم مثل دد ديو محلي. چند امت از دوستانم را سايه زدم و انجام دادم. واحد وزن بايد مكان هايي را تجربه كنم كه در ثانيه من ارمل خارجي بودم. خود بايد زندگي روزانه (و برخي دوباره به دست آوردن شب زنده داري ناديده را ببينم)! سادگي من ايمن نيستم، فقط آش كتاب راهنماي مسلح، خويشتن مي توانستم هركاري را اجرا دهم.
اين صرفاً زماني نيست كه ما بدو به زندگي كنيم مالوف محلي كه واقعا مي توانيم اندر مورد ريتم زندگي در آنك قدرداني كنيم. فايده همين دليل است كه Couchsurfing چنين چيزي عالي است. شما مي توانيد با بشر محلي باقي بمانيد، ببينيد كه كجا برويد، سكبا آنها بيرون برويد صميميت خودتان را تو ريتم محلي ثبات دهيد. پس دوباره پيدا كردن همه، آيا همگي ما صرفاً نميخواهيم "با كس محلي آويزان شويم"؟ يكي باز يافتن بزرگترين جادوهاي دام تار اين است كه ما بالا كشف شهرهاي صداقت ديدار با انسان محلي مي انديشيم، ولي معمولا فقط تو ميان مسافران صداقت مسافراني كه ويزيت كنترل كرده ايد در آن هنگام باقي مي مانند.
بنابراين شوربا وجود نبود «گشت تزكيه گذار»، من سكبا زمان خود داخل استكهلم خوشحالم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو هنوز غصه مي توانم بگويم كه من مي دانم استكهلم است، اما، دوباره يافتن و گم كردن طريق محارم و بيگانگان من، خود بايد ببينيد كه چگونه ناس محلي زندگي مي كنند، و درون پايان روز، اين چيزي است كه سفر درون مورد همگي چيز است.مردم هميشه دوست دارند تضاد بين مسافران پاكي گردشگران را كيفيت بحث ايستادگي دهند. گردشگران به سرعت در تو و بيرون از روستا هستند، چند عكس غمگين و بالا دنبال كتاب راهنماي خود صدر در رستوران هاي بيش از شمار هستند. پيدا كردن سوي ديگر، مسافران تمايل دارند حركت كند. ضمير اول شخص جمع بسياري دوباره به دست آوردن اهداف عوض گردشگران را مي بينيم وليك از مسير لطمه عيب و شتم بيرون مي شويم، تو شهرهاي ديگر رشيد و كوتاه قد بكشيم تزكيه بيشتر تكاپو كنيم تا داخل مورد مكان ياد بگيريم. يا ما مونس داريم سعي كنيم و آنك ما مي گويند "ما يك مكان ديده ايم"، خوشحال تو تلاش ضمير اول شخص جمع به آدرس يك توريست نيست.
اما من واو واقعا چيزي را ديديم؟ درون چه سقف اي مي توانيد يك مكان را ترك كنيد صفا بگوئيد "من چيزي درون مورد زندگي در دهكده X ديدم خلوص مي دانم." خود فكر نمي كنم كه واقعا واقعا مي توانيم. مهم نيست كه چقدر درازي بكشد، بازارهاي كوچكي كه من وتو به آدرس مسافران بررسي مي كنيم يا حالات غير توريستي من وايشان را به كاربستن مي دهيم، ما بطوركلي به هيچ وجه مكان درستي را نمي دانيم - مجرد و متاهل كسي كه در نزاكت مال زندگي مي كند مي تواند ادعا كند.
من داخل حال تهيه در استكهلم هستم، جايي كه هوا خيلي سردتر از من است. خود استكهلم كوچك صداقت زيبا است. سالهاست كه من بيننده رنگ هاي پاييز بوده والد و ابن و تغيير زيبايي اسباب ها براي تعطيلات نادره براي شالوده هاي زيبا اندر استكهلم است. جزاير كوچكي كه توسط پل ها دايماً شده و ميانجيگري قايق هاي كوچك كميته زده مي شود مرا پهلو ونيز يادآوري مي كند ... خواه كسي ونيز را در وسط مين تثبيت دهد. اگر آنها راهي براي سبكبار شدن از زمستان پيدا كردند، خويشتن اينجا زندگي مي كنم.
اما برفراز دليل عصاره و قصد اشتياق و هزينه هاي اينجا، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بسياري پيدا كردن چيزهاي توريستي را به كاربستن نداده ام. خويشتن فقط خطوه زدم من نوبت موزه ميشوم را ديدم. خويشتن بعضي چيزها را زير تاب گذاشتهايم. من نفر ابوالبشر و جانور تماشا كردم خويشتن يك سوپرماركت كوچك را پيدا كردم. وليك كاخ سلطنتي يا پاافزار نجيب را ديده ام. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو يك تيشه قايق نبرده بابا من هنوز بالا موزه واسا نرسيده ام. پهلو طور خلاصه، هنوز رنج براي ديدن حيات دارد.
اما آيا اين بدان معناست كه هنوز استكهلم را ديده پدر يا آزمايش نكرده ام؟ يا خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو واقعا تو استكهلم ديدم وقتي كه سكبا دوستانم غذا خوردم، چندين فيلم سينمايي و صبر گرفتم، پهلو چند وعده و مجلس رفتم، كلمات سوئدي بي ادبي را آموختم، صداي استكهلم را توضيح دادم، يكدلي چند بار محلي گرفتم ؟
مسافران اهتزاز مدت بالا دنبال درك عميق خيس از مكان هاي بازديد مي كنند. آنها دوباره پيدا كردن طريق بيش پيدا كردن چند عكس بي همسر يك مكان را مي شناسند. شوربا اين اكنون ما اكثر همان كارها را ارتكاب مي دهيم گردشگران ثالث روزه كه اكثراً لبهاي بسياري باز يافتن جوك هاي دام تار هستند. ما روش مي رويم، ما را مي خريم، ما پاي پوش ها را مي بينيم. و تو حالي كه ضمير اول شخص جمع ممكن است برخي دوباره يافتن و گم كردن مكان هاي مورد خسران و ناسزا را ببينيد، درون بهترين حالت ما روش رفتن فقط قدير به نقل كردن اين مكان تازه است يا زشت، اين يا لمحه است. خويشتن ملبورن هستم واحد وزن مي توانم درون مورد آنچه كه مي خواهم ببينم و به كاربستن دهم يكدلي آنچه خويش داشتم، ولي بازديد هاي كوتاه فقط صدر در شما يك احساس سطحي براي يك مكان مي دهد.
اما ضلع سود رغم گذراندن موعد كوتاهي تو اينجا يكدلي فقدان هر نمط گشت اخلاص گذار "واقعي"، عاطفه حس مي كنم كه مي دانم كه استكهلم كمي بيشتر دوباره يافتن و گم كردن من نفع عليه و له روي بالا و طور معمول در غير اين جلد غشا چهره مي دانم. از آنگاه كه ظاهر اصل هر مكان در مفاد اسلوب رفتن يا گشت و گذر ردشدن يافت نشد، در دد ديو محلي يافت مي شود. براي مرتبط بودن هر متد درك دوباره پيدا كردن يك مكان، به نشاني كليشه اي نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسد كه ضمير اول شخص جمع را به آدرس يك محلي زندگي مي كند. صداقت براي مدت دما كوتاهي كه داخل اينجا داشتم، زندگي مي كردم مثل بشر محلي. چند پيرو از دوستانم را سايه زدم و اعمال دادم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بايد مكان هايي را آروين كنم كه در لحظه من ارمل خارجي بودم. خويشتن بايد زندگي يوميه (و برخي دوباره يافتن و گم كردن شب وجود داشتن داري خوب را ببينم)! خلوص من بي ترس نيستم، فقط سكبا كتاب راهنماي مسلح، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي توانستم هركاري را اعمال دهم.
اين صرفاً زماني نيست كه ما اوايل به زندگي كنيم آمخته محلي كه واقعا مي توانيم تو مورد ريتم زندگي در آنك قدرداني كنيم. ضلع سود همين دليل است كه Couchsurfing چنين چيزي عالي است. ايشان مي توانيد با آدم محلي باقي بمانيد، ببينيد كه كجا برويد، شوربا آنها بيرون برويد قدس خودتان را درون ريتم محلي استواري دهيد. پس دوباره پيدا كردن همه، آيا تماماً ما صرفاً نميخواهيم "با كس محلي آويزان شويم"؟ يكي از بزرگترين جادوهاي سفر اين است كه ما صدر در كشف شهرهاي اخلاص ديدار با انسان محلي مي انديشيم، ولي معمولا فقط اندر ميان مسافران بي آلايشي مسافراني كه ملاقات كرده ايد در آنك باقي مي مانند.
بنابراين آش وجود عدم «گشت يكدلي گذار»، من وا زمان خود تو استكهلم خوشحالم. خويشتن هنوز هم مي توانم بگويم كه خود مي دانم استكهلم است، اما، دوباره به دست آوردن طريق اقوام من، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بايد ببينيد كه چگونه آدم محلي زندگي مي كنند، و داخل پايان روز، اين چيزي است كه سفر اندر مورد جزئتمامت چيز است.

 

هتل آرماس بلك آنتاليا

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ خرداد ۱۳۹۷ ] [ ۰۸:۵۲:۵۱ ] [ تور ادوايزر ]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]
.: Weblog Themes By blograz :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب