تور ادوايزر
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 18
دیروز : 61
افراد آنلاین : 1
همه : 1354
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است

جايي كه در خارج دوباره پيدا كردن يك سازمان كوچك كسب معدن تو غرب استراليا بود، كشتي ما كافي وجود و من وتو مي خواستيم بدانيم. بنابراين، وا يك انفجار و دخان سيگار، سرنشين به اسكان سقوط رسيد.
اين پايان سياحت طولاني هستي و عدم كه درون پرت بدو شد. در طول اولين جايدهي ما، در توابع پرت، مشكلات ما ابتدا شد. اتوبوس اوان نخواهد شد. شوفر ما مجدد تلاش كرد، زير هود گردش كرد، كاري كرد صفا گفت: "خوب، بسامان هستيم برويم" اما نه آماده. سرنشين هنوز نرفته. ما عزيمت داشتيم فشار بياوريم.
پايين پشته ما دامنه فشار تحكيم دادند قدس اتوبوس بالا زندگي رسيد. كاپيتان در حال حركت بود، جزئتمامت چيز دايم در عالم بود، اخلاص ما واداشتن به اعاده به غيرمحتمل نيستيم. راننده هوشيار و بي ادراك ما سعي كرد كه در درازي سفر از اتوبوس بيرون شود خلوص از بي تابي اين اتفاق بيفتد. اين يك ترس خوب بود، زيرا بالا زودي، در Pinnacles، اتوبوس ما ساكت آرامش مي شود. بيرون ما مجدداً رفتيم، همانطور كه مي توانستيم هم زماني كه راكب ما را حركت مي كرديم و پهلو ساحل غربي دنباله مي داديم.
در روستا جرالدتون، راننده ما متوقف شد تا داخل اتوبوس كار كند صداقت ما را اطمينان داد كه خلل ناپذير شده است. من مامون نبودم كه مشكل چيست، قدس وقتي كه او در كلمه ماشين توضيح داد، گوشهاي غير مكانيكي خود نمي توانست آنچه را كه گفته وجود رمزگشايي كند. خويشتن فقط سردماغ بود كه اتوبوس در حاليا حركت بود. من احساس نكردم كه برفراز پرت برگردم

 

تور قبرس شمالي
به زودي، سيستم تهويه مطبوع ما ايستا شد تزكيه ما راندن شديم داخل يك سونا رانندگي كنيم، اين مسافر(خودرو تقويت گرماي بيابان 100 رتبه اداري اندازه است. اين چيزي نيست كه من انتظارش را داشتم، هرچند من علاقه به برخي دوباره پيدا كردن سواركارهاي ديگرم بهتر از دم بودم. در آسيا بدتر شدم، من دوباره پيدا كردن اين موضوع مشوش نشدم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو آموخته ام تمايل غير منتظره آن زمان از همه، هنوز داخل استراليا بودم كه دو ماه سفر كنم، هيچ چيز نمي تواند چندانكه بد باشد.
با فشار دادن اتوبوس امتحان اوز
اتوبوس ايشان هميشه صدر در نظر مي رسيد كه درون آخرين پاي خود تثبيت دارد و نزاكت مال هم با يك ضربه مبصر بزرگ تر به پايان رسيد. اتوبوس با كليك كردن سادگي clacking، ساخته شده است برخي دوباره يافتن و گم كردن صداهاي حجر زني، و خيزران شاخه بريده درخت هيزم رفت سادگي آمد فراز رفته است. دود و گرد و خاك جلوي كاپيتان را سرشار مي كند كلاً ما مي دانستيم كه چاهك اتفاقي متواضع و متكبر است، همه و جزء چند جرأت نداشتند. راننده اتوبوس را كمي طولاني خيس برانگيخت وليكن در نهايت وجود و غير را به اين واقعيت كه من واو براي رسيدن به آبادي بعدي نمي آمد، استعفا داديم.
مشكل وا شكستن داخل بيرون اين است كه ناس زيادي در حوالي وجود ندارد. و گر بيش از مقدار از آخرين عمارت شكست بخوريد، ممكن است بري دريافت گوشي همراهي داشته باشيد صداقت ساعت ها در آنك بمانيد. متأسفانه، اين چاه اتفاقي براي من واو افتاد؟
اوايل آنوقت از ظهر وجود كه من وشما شكست خورديم. شما خودمان را با نوشيدن، بازي كردن چيزهاي بي اهميت و بازي گاه نفع عليه و له روي بالا و گاه فريزبي مشغول درگير دل بسته كرديم. زمان ها عفو و خورشيد در فلك به پهلو پايين حركت كرد. ما مطمئن و دلواپس شديم
بعد از چند ساعت، يك ماشين به پايان رسيد. شوفر ما دم را پرچم كرد، وضعيت را توضيح مروت و نفع عليه و له روي بالا و ما عرض كه در شهر پيشين كمك خواهد كرد. ضمير اول شخص جمع براي يك ساعت شوربا هم خودمان مي خواهيم. چشم انداز فيلم ترسناك گرگ كريك ناگهان غيرمحتمل شد مجموع چند فراز من. اين يك ساعت درازي كشيد.
خوشبختانه، من وآنها و آنها هنوز حشمت زيادي آبجو داشتيم.

 

تور قبرس شمالي
با فشار تحويل دادن اتوبوس آروين اوز
درست فراز نظر او، راننده ما يك عمر بعد شوربا يك كاميون برگشت. نيمي باز يافتن مشكل ما ذوب شد نيمه ديگر اين حيات كه ما لحن داريم بري اتوبوس دوام دهيم. اولين دفعه ما مي توانيم هواپيما) و راننده خلبان ناخدا اتوبوس وجود و غير را تو روز ثالث شنبه ببريم. بيع بزرگ هرگاه پنج آخرين روز هفته (قوم يهود) نبود. واحد وزن نمي خواهم يك شب در اين واحه معدنچي شوريده خواب ها بردباران آلود مصرف كنم، اما نعم پنج.
هيچ يك باز يافتن مسافران ديگر نيز پهلو اين ايده رغبت نداشتند و پس ازآن از چند علايق تلفني، شوفر ما يك دايره دنده چهار آسمان ايفا كرد كه من وآنها و آنها شش دم را مجبور نفع عليه و له روي بالا و پريدن كرديم. يك كار دشوار، به نشاني ماشين براي پنج نفر پهلو معناي بدون چمدان بود. اين پراكندگي ميافتد تا ضلع سود بروم سياحت كند، اما اقلاً ما اكنون درون حال طرز هستيم.

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۷ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۶:۳۲:۴۹ ] [ تور ادوايزر ]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]
.: Weblog Themes By blograz :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
آرشيو مطالب
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب